خانه / آموزش / داستان حرف تعریف the (بخش نخست)
حرف تعریف the
حرف تعریف the

داستان حرف تعریف the (بخش نخست)

شاید این سوال هم برای شما پیش آمده باشد و یا این مشکل را دارید که کی از حرف تعریف the در گفته ها و نوشته های خود استفاده کنید و کی نه؟ در این نوشته و نوشته های آینده به این موضوع مهم پرداخته شده است.

  1. مثال‌های زیر را مطالعه بفرمایید.
  • John: I had a sandwich and an apple for lunch. The sandwich wasn’t very good, but the apple was nice.

در جمله اول مثال بالا جان می‌گوید: a sandwich و an apple چون که او برای بار اول است که در مورد آنها صحبت می‌کند. اما در جمله بعدی می‌گوید: the sandwich و the apple زیرا که الان مخاطب او می‌داند که جان در مورد کدام ساندویچ و کدام سیب صحبت می‌کند. همانی ساندویچ و سیبی که جان برای ناهار خورده است.

 

کاربرد a و the را در مثالهای زیر مقایسه کنید.

  • A man and a woman were sitting opposite me. The man was American, but I think the woman was British.
  • When we were on vacation, we stayed at a hotel. Sometimes we had our evening meal at the hotel and sometimes we went to a restaurant.
  1. وقتی در مورد چیزی خاص و ویژه صحبت می‌کنیم، از حرف تعریف the استفاده می‌کنیم. کاربردهای a/an و the را در مثال‌های زیر مقایسه کنید.
  • Tom sat down on a chair.

(شاید یکی از چند صندلی موجود در اتاق)

اما

Tom sat down on the chair nearest the door.

(یک صندلی خاص)

 

  • Ann is looking for a job.

(نه یک شغل خاص)

اما

Did Ann get the job she applied for?

(یک شغل خاص)

  • Do you have a car?

(نه یک ماشین خاص)

اما

I cleaned the car yesterday.

(یک ماشین خاص یعنی ماشین من)

 

 

  1. زمانی که با توجه به موقعیت گفتگو معلوم باشد که در مورد چی یا چه کس صحبت می‌کنیم، از حرف تعریف the استفاده می‌کنیم. مثلاً در اتاق در مورد the light, the floor, the ceiling, the door, the carpet و غیره صحبت می‌کنیم.
  • Can you turn off the light, please?

(لامپ این اتاق)

  • I took a taxi to the station.

(ایستگاه شهر مورد گفتگو)

  • I’d like to speak to the manager, please.

(مدیر این فروشگاه و غیره)

بنابراین می‌گوییم:

(go to) the bank, the post office:

  • I must go to the bank to get some money and then I’m going to the post office to get some stamps.

(گوینده معمولاً در مورد بانک یا اداره پست خاصی فکر می‌کند.)

همچنین می‌گوییم:

The doctor, the dentist

  • Carol isn’t very well. She’s gone to the doctor.

(دکتری که معمولاً او نزدش می‌رود.)

  • I hate going to the dentist.

جملات زیر را با موارد بالا مقایسه کنید:

  • Is there a bank near here?
  • My sister is a dentist.

در مثال‌های زیر هیچ گاه حرف تعریف the را فراموش نکنید.

  • Susan works in the city center.

(نه city center)

  • My brother is in the army.

(نه in army)

همچنین می‌گوییم:

Once a week / three times a day / $ 1.20 a kilo. Etc

مثال:

  • How often do you go to the cinema? About once a month.
  • How much are those potatoes? $ 1.20 a kilo.
  • She works eight hours a day, six days a week.

همچنین ببینید

حرف تعریف the

حرف تعریف the (بخش پنجم)

این مثال ها را مطالعه کنید. The giraffe is the tallest of all animals. The …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.